X
تبلیغات
رایتل

گشت و گذار

شاید بتوان گفت شروعی دوباره

امان از دست گرفتاری! و شاید بی برنامگی. 

با خودم قرار گذاشته بودم که پس از بازگشت مطالب را دسته بندی و ارائه کنم. اما نشد. تا مسجد سلطان احمد مطالب تقریبا آماده شد که برایتان گذاشته ام ولی ادامه آن با تاخیر مواجه گردید. 

اما این یادداشت کوچک در این زمان محدود شاید یادآور خاطرات سفر پرخاطره و جسورانه ما به کشوری زیبا و سرشار از آثار تاریخی؛ فرهنگی و طبیعی باشد.   

پس از خروج از استامبول؛ اولین موضوعی که توجهم را جلب کرد. تابلوی بنگاههای املاک بود. عجیب بود! از ابتدای سفر تا این زمان هرگز تابلوی بنگاه معاملات ملکی ندیده بودم! اما در این مسیر - یعنی غرب استامبول - شاید بتوان گفت نزدیک به ۳۰۰ بنگاه در مسیر حدود ۱۰۰ کیلومتری به چشم میخورد. 

مسیری بسیار زیبا با مناظری چشم نواز که مشابه آن را در کشور نداریم. 

سمت چپ کنار ساحل دریای مرمره با ساختمانهای بلند؛ پلاژها و سواحل زیبا و آدمهایی به مراتب جذاب! هم از نظر ظاهری! و هم از لحاظ رعایت ادب و اخلاق اجتماعی. 

نمیدانم چرا در طول مسیر همواره در فکر مقایسه بودم؟ سواحل خودمان با اینجا. آدمهای خودمان با اینها! و داشتم افسردگی میگرفتم تا اینکه بالاخره از این فکرها خارج شدم. 

  

وضع اینجا شاید مصداق این شعر مولانا باشد که گفته:  

/ برگ تن؛ بی برگی جان است زود / این بباید کاستن؛ وآن را فزود / 

آدمها هرچه از ظاهر و ظاهر سازی دور شوند؛ باطن زیباتری پیدا میکنند. 

 هرچه باطن آنها زیباتر شود؛ در صورت و اعضای آنها نیز تجلی مییابد. 

 

شاید به همین دلیل است که هموطنان ما از نظر ظاهری بدهیکل شده اند!! و آنها ماشالاه!! 

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.