X
تبلیغات
رایتل

گشت و گذار

روز پنجم سفر: گشت داخل شهری ایروان

امروز بعد از صبحانه، حدود ساعت 10.30 تصمیم گرفتیم به خبایان گردی بپردازیم.

مسیر بخش مرکزی شهر و خیابانهایی که نرفته بودیم را انتخاب کردیم. روز شنبه است و کارهای اینجا نیمه وقت.

پس اول به دفتر آژانس تاتو که در خیابان نعلبندیان است رفتم، چون قبلا در مورد رزرو جا در تفلیس با آنها هماهنگ کرده بودم و باید رسید رزرو جا را میگرفتم تا بتوانم راحت تر به هتل تفلیس برسم.

حالا که خیالم راحت شده، به مسیری که از قبل انتخاب کرده بودیم رفتیم.، خیابان امیریان را از یک سمت تا انتها پیاده روی کردیم و فروشگاهها و مراکز مستقر در آن را ورانداز نمودیم. در برگشت یادم آمد که مسجد کبود ایروان را ندیده ایم. به همین دلیل از روی نقشه محل آن را پیدا کردم و با 20 دقیقه پیاده روی به آن رسیدیم.

از همه جای آن عکس گرفتیم، مسجد بزرگی است دارای یک صحن و حیاط حدود 900 متر مربع که به صورت چهار باغی یعنی یک حوض در وسط و چهار باغچه 100 متری در در چهار طرف تزیین شده است.

در دو طرف حیاط اصلی، تعداد 24 عدد حجره ساخته شده است که در گذشته طلاب در آنجا اقامت داشته اند، اما اکنون در یک سمت مطلب دکتر... که 11 سال است در آنجا طبابت میکند، حجره دیگر آرایشگاه، یک حجره در اختیار انجمن دوستی ایران و ارمنستان، یک حجره در اختیار پلیس، 6 حجره برای کلاسهای آموزش زبان فارسی و ارمنی به علاقه مندان، 2 تا بدون تابلو!

در سمت دیگر تمام حجره ها بدون تابلو و فقط یکی مربوط به نگهبان و سرایدار ارمنی مسجد بود که حدود 15 سال در آنجا کار میکرد.

در سمت قبله فضای اصلی مسجد واقع شده که دو گل دسته در اطراف ایوان اصلی ساخته شده است. روی دیواره گل دسته های اسامی جلاله که با اشکال مختلف "یاعلی" در چهار جهت و معکوس فاصله گذاری شده. در پایین یک ستون و در بالای ستون دیگر نام "میزرا علی سال 1205" کاشی کاری شده است.

روی حاشیه افقی بالای دیواره اصلی چند آیه ابتدایی سوره فتح به با خط ثلث و کاشیکاری تزیین شده. در سمت راست فضای سرپوشیده مسجد، یک سالن بزرگ قرار گرفته که در گذشته نمازخانه بانوان  بوده و امروزه آن را با پرده به دو قسمت تقسیم کرده اند و برای نمازهای روزانه استفاده میکنند.

در سمت دیگر مسجد و مقابل گنبد و مناره ها، به صورت سرتاسری یک سالن بزرگ برای مراسم و همایشها مرتب شده که بیش از 150 صندلی در آن مرتب گذاشته شده بود و در یک طرف آن نیز یک سکوی بزرگ برای سخنرانی و جلسات رسمی طراحی شده بود. در وسط سالن هم یک میز بزرگ و هفت سین گذاشته شده بود.

در پشت حیاط اصلی و حجره های مقابل درب ورودی، یک حیاط خلوت باریک و دراز قرار دارد، در یک سمت آن ورودی به مناره مسجد برای اذان است و در طرف دیگر دستشویی و وضوخانه مردانه و زنانه ساخته شده،

و دیگر هیچ.

بعد از خروج به فروشگاه بزرگی که مقابل مسجد بود رفتیم.، یک مرکز خرید مایحتاج روزانه، مانند میوه و سبزی و... در طبقه همکف، پوشاک و آرایشی و... در طبقه اول و لوازم بازی بچه ها و... در طبقه دوم.

چون قصد خرید نداشتم، لذا در طبقه اول و کافه تریای آن کمی نشستیم و بنده (قهوه) و خانم هم (بستنی!) خوردیم. هزینه 800 درام، چون از خدمتکارش خوشم آمد، 200 درام هم انعام دادم! آنهم در حضور همسر محترم! خدا عاقبت بنده را بخیر بگرداند، آمین.

پیاده روی را ادامه دادیم و در چهار راه بعدی، یک مغازه صنایع دستی دیدم، به همسر گفتم: بیا کمی صنایع دستی را به عنوان سوغاتی برای بچه ها و دوستان ببریم.

قبول کرد و داخل شدیم، تعدادی از المانهای ارمنی -که برای افراد قابل استفاده باشد - خریدیم. چون مابقی محصولات مربوط به عقاید و افکار مذهبی آنها بود و برای ایرانیها هم شناخته شده نیست، لذا دلیلی برای خرید و هدیه دادن نداشتم.

دیگر ساعت 6 بعدازظهر شده بود و خستگی هم در راه رفتن ما محسوس شده بود. خودمان را به ماشین رساندیم، غذای حاضری نوش جان کردیم و به هتل برگشتیم.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.