X
تبلیغات
رایتل

گشت و گذار

حیدرآباد ۲

امروز ساعت 11 از خانه خارج شدیم و به همراه حیدر و مالک روانه داخل شهر و آثار دیدنی آن شدم.

از بافت قدیمی حیدرآباد شروع کردیم. این قسمت از شهر و تمامی آثار باستانی آن مربوط به دوران قطب شاهیان از پادشاهان شیعه هند است که تقریبا معاصر با صفویه هستند این حکومت تا 1948 در این بخش از کشور حاکم بوده است  و حتی در سازمان ملل نماینده ای هم داشته اند، یعنی یک کشور مستقل و دارای حکومت مشخص. اما در سال 1948 با حمله حکومت مرکزی که انگلستان نیز آن را حمایت میکرد، این کشور که تمام جنوب هند را در اختیار داشت و به مدت نزدیک به 600 سال در این بخش از شبه قاره حکومت میکرد، در جنگ شکست خورد و قبل از ویران شدن شهرها و تمدن اسلامی آن، رهبر حکومت که آخرین حاکم قطب شاهیان به شمار میرفت خود را تسلیم کرد. در صلح نامه ضمن واگذاری حکومت به دولت مرکزی آمده است که تمامی املاکی که پادشاه مقرر میکند باید در اختیار او یا خانواده اش باشد و دولت مرکزی حق تصرف ندارد.

تقریبا تمامی بناهای این شهر به دست شمس الدین استرآبادی وزیر اعظم دولت مهاراجه عثمان شاه در مدت حدود 12 سال ساخته شده است. این وزیر با ارائه نقشه اصفهان به شاه و تایید او توانست شهر جدیدی به نام اصفهان نو در ساحل رودخانه موسی که مشابه زاینده رود است بسازد. بناهایی که هنور کاربرد خود را دارند، مثل بیمارستان عثمانیه که در آن زمان تمامی متخصصین از خارج از کشور برای کار در آنجا دعوت میشدند. ساختمان مجلس شورای ملی که الان هم مجلس شورای ایالتی است. ساختمان دیوان عالی عدالت، که الان هم دادگاه عالی ایالت است.

اما چیزی که عقل را از سر به در میکند : شهرک مخصوص خانمها، فکر کنید 400 سال قبل در این شهر مسلمان شیعه یک قسمت بسیار بزرگی که شامل دریاچه، زمینهای بازی، سالن های تیراندازی، اسب سواری، فیل سواری، ورزشهای آبی، قایق سواری و.... فقط مخصوص خانمها، بدون حضور آقایان!! مدیریت با خانمها،

تا همین اواخر و قبل از استعمار و تسلط دولت مرکزی هند، این شهرک خانمها در دل شهر حیدرآباد فعال بوده است!! ورود مخصوص خانمها، نه فقط خانمهای مسلمان، بلکه فقط زنان.

نتیجه: تمامی زنان در آن زمان تا همین اواخر قهرمانان تیراندازی، سوارکاری، فیل سواری، شنا و... بودند و در آخرین دولت پادشاهی منطقه با تمام قوا به همراه مردانشان به دفاع پرداخته اند و همین روحیه سلحشوری زنان و مردان باعث شد که دولت انگلستان، ضمن عقد صلح نامه و هرچند که حکومت پادشاهی منقرض شد ولی شروط دولت پادشاهی تایید شد و تمامی ساختمانهایی که پادشاه اعلام کرد و مراسمی که او تایید کرد و قوانینی را که قبلا وضع شده بود از سوی دو طرف مورد موافقت قرار گرفت و تا الان ادامه دارد. مانند حفظ عاشورا خانه، عزاخانه زهرا، درگاههای ائمه اطهار در سطح شهر و...

آنقدر مطلب زیاد است که نمیدانم از کجا بنویسم، آثار قدیمی شهر را فقط نام میبرم و بیشتر به نوع تفکر مدیران حکومتی قبل از استقلال هند میپردازم

چهار منار: به یاد حرم امام رضا

ارگ یا قلعه شهر

بازار قدیم:

مدینه خانه

عاشورا خانه

عزاخانه زهرا

موزه سردار جنگ وزیر لایق آخرین دولت پادشاهی که در مشهد فوت کرد و در حرم به خاک سپرده شد.

دریاچه های مصنوعی و دست ساز توسط شمس الدین استرابادی

استخر بزرگ و دارای کف ضد آب به اندازه دریاچه استادیوم آزادی است.

سیستم آب و فاضل آب بافت قدیمی شهر که هنوز هم استفاده میشود.

سیستم آسانسور بدون برق در اندازه های ساختمان 2 و 4 و 8 و 12 طبقه!!! انگلیسها با الگو برداری از این سیستم آن را به نام خودشان ثبت کردند و ساختمانهای دارای آسانسور را هم خراب کردند. ولی آثار مکتوب سالار جنگ هنوز موجود است.

نقاره خانه : که در حال حاضر بتکده شده!!

پل های قدیمی که روی رودخانه موسی ساخته شده و هنوز هم از آنها برای تردد استفاده میشود.

صدها ساختمان و بنای یادبود که با سنگ و گچ ساخته شده است.

اما چیزی که عجیب است ، هم موجب تأسف و هم باعث شادی است.

دولت شیعه حاکم بر این قسمت از شبه قاره پس از فتح مناطق مختلف، به غیر مسلمانان که اکثرا بت پرست بودند اعلام کرده بود، باید مالیات بدهند، اگر برای ائمه و مخصوصا اهل کسا یک محل مشخصی را بسازند و در ایام سوگواری عاشورا آنجا مجلس بگیرند و یک پرچم که روی آن نوشته شده است لافتی الا علی، لاسیف الا ذوالفقار را روی گنبد ساختمان نصب کنند، 50% مالیات بخشیده میشود.اگر برای 5 سال ادامه دهند مالیات نصف میشود. و از آن نصف باز اگر همین کارها را بکنند، باز 50% تخفیف داده میشود.

نتیجه: در اوایل مردم فقط به خاطر پول این کار را کردند. اما وقتی قرار است عده ای مخلوقات به جای بت ، به خدا پرستی روی بیاورند، دیگر پول ارزشی ندارد.

بت پرستان با توسل به امام حسین، عباس بن علی، علی اکبر، قاسم و.... حاجتها خود را میگرفتند. بعد از مدتی شاید به نوعی مسلمان شدند. آنقدر متعصب که حالا امام حسین یکی از خدایان آنهاست!!!

شما در هیچ شهری از هند نمیبینید که یک میدان به نام کربلا میدان  نداشته باشد!!

روزهای دهه اول محرم، شیعه، سنی ، بت پرست!! برای امام حسین عزا داری میکنند، همین بت پرستان یک نوحه های سوزناکی میخوانند که مو بر تن آدم سیخ میشود. اشکم سرازیر شد، نمیدانم، به عشق امام حسین بود، تأسف از کفر اینها بود، ... هرچه بود یک حالتی غریب بود، این نقطه از دنیا حدود 7000 کیلومتر دورتر از کربلا، و شاید میلیونها سال دورتر از اعتقاد قهرمانان کربلا، این آدمهای عجیب و غریب عاشق امام حسین هستند. جالب است پرچم لافتی الا علی هنوز جلودار مراسم عزاداری این مردم است.

هنوز با لمس این پرچم ، این مردم حوایج خود را میگیرند، خدا نکند که پرچم را مسخره کنی یا بی اعتنا باشی، خونت پای خودت است!

اینجا همه چیز عجیب است. با این بیت مطلب را تمام میکنم تا حالم سرجایش بیاید و روزی دیگر ادامه مطالب را بنویسم. البته تا دو روز دیگر که نه ، چون فردا با اتوبوس عازم سفر به بنگلور هستم.

آه راستی یادم رفت، نمیدانم چرا هرجا که میرویم، شلوغی و انقلاب و تظاهرات و... دنبال ما میآید. تو دهلی اول بمب گذاری شد و تمام شهر امنیتی، تو هتل میخواستیم برویم، بازرسی بدنی بود! تو فروشگاه همینطور!

راه افتادیم بیام به چیپور و آگرا وقت برگشتن تو اخبار شنیدیم که آنجا را هم بمب گذاری کردند.

آمدیم به حیدرآباد، گفتند یکی از ایستگاههای قطار را آتش زدند! همان ایستگاهی که 16 ساعت قبل از آن رد شده بودیم.!!

تو حیدرآبادیم! تظاهرات میکنند که ما باید مستقل شویم و ایالت ما را نصف کنید.!! جلو حرکت اتوبوسها را میگیرند، قطار را با تأخیر اجازه حرکت میدهند و...!!!

برای همین، منهم بلیط اتوبوس را برای ساعت 10 شب گرفتم. با خودم گفتم اون وقت شب این بیچارههای معترض دیگه خوابند.!! ماهم میرویم به بنگلور، آنجا هم ایالت دیگری است و این مشکلات را ندارد.

و اما این دو بیت که حدس بزنید شاعرش کیست؟  به عشق امام حسین سروده شده است و در یک تابلو با خط نستعلیق به دیوار عزاخانه زهرا در حیدرآباد نصب شده است.

/ ای فراق تو یار دیرینه / غم تو غمگسار دیرینه /

/ درد تو میهمان هر روزه / داغ تو، یادگار  دیرینه /

شاد باشید.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.