X
تبلیغات

جمع بندی منطقه ترابوزان

یکشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1389

با سلام مجدد، 

نمیدانم چرا اینقدر تنبل شدم. دقیقا وقتی از مرز گذشتیم و وارد ایران شدیم، وقتی خیالمان از بابت ورود و نگرانیهای بی پولی و غیره راحت شد. 

انگار خستگی این 21 روز بار شد روی دوشم و آنچنان خستگی بر من مستولی شد که انگار کوه کندم و البته واقعا هم کوه کنده بودم! 

آدم برود میان حوریان بهشتی و مثل آدمهای هپلی برگردد!! واقعا که! 

منهم همجوری بودم. 

بهرحال من برای دیدن یک کشوری رفته بودم که سابقه تاریخی مفصلی دارد. نه برای خوشگذرانی و چیزهای دیگر. 

به همین دلیل چیزهایی برایم ارزش داشت که شاید دیگران به آنها میخندیدند. 

 

و اما جمع بندی مختصر تا در فرصت بهتری بتوانم نوشته ها و عکسها را مرتب کنم و با متنی روان تر و زیبا تر برایتان بفرستم. 

 

منطقه ترابوزان یک منطقه دیدنی و تاریخی است. جاذبه های طبیعی آن بسیار و آثار به جا مانده از دوران گذشته نیز به وقور دیده میشود. 

مهمتر از همه حراست و نگهبانی از آن است. و مردم هم به خوبی از آنها مراقبت میکنند. 

 

در راه گوموشخانه به ترابوزان اگر کمی دقت کنیم. حدود 7 غار در سمت راست و 2 غار دیگر در طرف چپ جاده قرار گرفته است. نه به این صورت که راحت دیده شود. بلکه باید به تابلوهای راهنمای جاده و تابلوهای مربوط به اداره موزه های ترکیه دقت کنید. 

 زیباترین غار این مجموعه به نام "کارجا مغاراسی" نامیده میشد.

باید از جاده اصلی خارج شویم و حدود 10 کیلومتر راه به سمت بالای کوه را طی کنیم. این مسیرها تقریبا شبیه راهی است که به سوی قلعه الموت در قزوین میرود به خصوص آن چند کیلومتر آخر را تا پای کوه. 

وقتی به پای دهنه غار رسیدیم. یک محوطه بزرگ برای پارک حدود 50 اتومبیل آماده شده بود و درکنار آن یک رستوران و یک مغازه فروش صنابع دستی که مساحتی حدود 400 متر مربع وجود دارد. 

اگر نخواهیم از فروشگاه یا رستوران خریدی داشته باشیم باید حدود 400 متر پیاده به سمت بالا حرکت کنیم تا به دهانه غار برسیم. 

ورودی غار 15 لیر برای هر نفر است. با دادن پول یک ژتون به شما میدهند تا در دستگاه ورودی بیاندازید. 

دوربین عکس و فیلم برداری هم ممنوع است. ما دوربین ها را درون یک صندوق قرار دادیم و کلید آن راهم برداشته و داخل غار شدیم. 

مساحت غار تقریبا اندازه غار سهولان است. ولی دریاچه آب شیرین ندارد. و از این نظر ورودی و سالن اول غار قوری قلعه در راه پاوه است. ولی یک تار موی قوری قلعه به تمام این غارها میارزد.

مهمترین ویژگی و دیدنی ترین قسمتهای این غار مربوط به استاگمیت و استاگتیت های آن است که تا ارتفاع حدود 10 متر به وجود آمده اند و شکستگی هم در آن دیده نمیشود.

این کاردستیهای طبیعی بسیار زیبایند و جلوههای بدیعی را ایجاد کرده اند.

مساحت غار کم است و میتوان با صرف وقتی حدود 45 دقیقه تمام آنها را با آرامش و بدون عجله دید و برگشت.

پس اتمام دیدار در مسیر به طرف ترابوزان با یک اثر عجیب تاریخی در دل یک دیواره صخره ای کوه که از سطح جاده حدود 100 متر بالاتر قرار دارد مواجه میشوید. این سازه در دل کوه که یک شکاف حدود 50 متر ارتفاع و عرض 200 متر با عمق حدود 100 ،‌ساخته شده است. و بالای آن نیز ادامه دیواره صخره ای کوه تا قله امتداد دارد. 

یک قلعه که دسترسی به آن در زمانهای گذشته اصلا امکان نداشته و از هجوم دشمن همواره در امان بوده است. دراین شکاف صخره ای یک ساختمان با 5 طبقه ایجاد شده است.  

آب مصرفی آن از چشمه های داخل کوه و تراوش آب از دیواره ها تامین میشده است و در پایین نیز درختان تناور و با عمر زیاد دیده میشود. که احتمالا مواد غذایی نیز از طریق همین جنگل به قلعه میرسیده. 

آثار باستانی پیدا شده از قلعه به حدود قرن یکم قبل از میلاد برمیگردد. و آثاری از دوران ‌بیزانتیم. و پس از آن نیز با حمله اعراب و تصرف آن از این مکان به عنوان مرکز حکومتی و نظامی استفاده میشده تا اینکه در سال 1200 توسط کنستانتین نوپولیس و برای کمک به ملکه گرجستان به نام تامارا این مناطق به تصرف دولت رومی در آمد و تا 257 سال نیز در تصرف آنان باقیماند. در سال 1458 میلادی دولت عثمانی با تصرف این منطقه و تمام ایالت ترابوزان آن را به کل متصرفات خود ضمیمه کرد. 

در سال 1867 با آتش سوزی بزرگی که در آن قلعه روی داد، این قلعه خراب شد و کاربرد خود را از دست داد. 

در مدت میان سالهای 1916 و 17 این منطقه به تصرف روسیه درآمد و مجددا در سال 1918 دولت عثمانی آن را پس گرفت. 

از دیدنیهای منطقه ترابوزان ، میتوان به دشتهای آن اشاره کرد. تپه ماهورهای کم شیب و زیبا که همگی سرسبز و مراتع خوبی را برای پرورش دام ایجاد کرده است. 

دریاچه طبیعی "اوزونگول" هم یکی دیگر از زیبایی های طبیعی این منطقه است که باید کمی به خود فشار بیاورید و از مسیر جادههای اصلی خارج شوید تا بتوانید این مناطق را ببینید. 

 

هرچند میدانم ایرانی جماعت کمتر به این مناظر علاقه دارد و همواره میخواهد به کنار دریا رفته و مناظر طبیعی و غیر طبیعی دیگری را مشاهده کند!! 

 

و برعکس ماها،‌این ژاپنیهای ریزه میزه! از هر سوراخی، شکافی، تخته سنگی یک ژاپنی با دوربین دیجیتال و در حال عکس گرفتن، بیرون میزد! 

 

در تمام طول مسیر و جاهایی که رفتم  اعم از آثار باستانی یا طبیعی، برای نمونه یک ایرانی ندیدم. و فقط آنها را در کنار دریا و یا داخل بازار! مشاهده کردم. 

 

جادههای تمامی مسیر وضعیت خوبی نداشتند و اداره راهسازی ترکیه با جدیت و سرعت مشغول ساخت راههای استاندارد و جدید بود. البته در اتوبانها این مشکل وجود نداشت. 

 

مسیری را که من انتخاب کردم، و البته برای دیدن امکان تاریخی و طبیعت منطقه ، یک مسیر کوهستانی و پر پیچ و خم بود. 

خب تا زحمتی کشیده نشود،‌ چیزی بدست نمیآید. یعنی باید از مسیر اتوبان سریع السیر خارج شدو در جاده های فرعی حرکت کرد تا مناطق زیبا و جذاب را دید. 

و صد البته همتی و همراهان خوبی هم داشت. 

 

 

 و اما غذا !! 

  

اگر به ایالت ترابوزان و منطقه ساحلی دریای سیاه مسافرت میکنید. حتما برای نمونه هم که شده یک لقمه از هر غذای این منطقه را میل کنید. 

 

ترابوزان:‌ شیرینی اسفنجی که با مزه بسیار عالی هنگام صبحانه واقعا میچسبد. 

دلمه برگ میم: نمونه آن را در ایران داریم. ولی آنجا داخل دلمه را فقط با برنج محصول "سینوپ" یکی از شهرهای بزرگ شمال ترکیه که در همان منطقه قرار دارد. پر میکنند و داخل ظرف میچینند اما در کنار آن یک نوع سالاد ترشی که با گوجه فرنگی و فلفل قرمز درست میشود، میگذارند که مزه خوبی را به غذا میدهد. چون اگر دلمه را خالی بخورید، اصلا خوشمزه نیست! 

 

شهر زیزه:‌در شرق ترابوزان واقع شده، عسل به همراه موم، محصولی است که اگر یک قاشق از این عسل را بخورید دیگر عسلها به دهانتان مزه نمیکند. به قدری پرملاط و لذیذ است که ما در صبحانه فقط عسل را پنیر! کره! نان! و حتی برای شیرین کردن چایی نیز استفاده کردیم. 

و یک چیز دیگر که به آن دسر ژله میگوییم، خودشان "پپچورا" مینامند. این دسر مثل ژله توت فرنگی و پرتغالی و... است و ماده آولیه آن انگور سیاه منطقه است. تقریبا مثل کنستانتره انگور و با اضافات دیگر. اما خوشمزه است!! به جای شما، ما خوردیم. 

 گوموشخانه:‌ این شهر در جنوب ترابوزان است و تولیدات اصلی آن نان فانتزی  شیرین، یک نوع باقلوای مخصوص که مثل لازانیا است یعنی ورقه ورقه ولی بسیار شیرین که شیره های آن از دست میچکد. البته من خودم زیاد باقلوا و شیرینیجات دوست ندارم. ولی خوب سایرین که عاشق شدند. 

کاستامونو:‌ شهری است در غرب منطقه ترابوزان و شهر سامسون. این منطقه مرکز تولید سیر است. و کنار جاده و خیابان کیسه های سیر را میبینید. با قیمت تقریبا مناسب میتوان خرید. 

یک نوع نان هم در این شهر پخته میشود  که به آن نان اتلی میگویند. به اندازه یک پیتزای دو نفره است. البته من نخوردم و فقط دیدم.   

 

سینوپ:‌ یکی از شهرهای مهم و در شمالی ترین نقطه ترکیه در ساحل دریای سیاه و منطقه ای که به صورت یک دماغه در دل دریا جلو رفته است. 

محصول این منطقه برنج است و البته با نوع برنجهای ما خیلی فرق دارد. دانه برنج مثل دانه گندم است. پس از پخت نیز، سفت و خام به نظر میآید. یعنی به مذاق ما خوش نیست. اما به اندازه یک پرس پلو از آن خوردم! چون پولش را داده بودم!! جان فدای شکم! 

یک نوع نان شیرین هم دارند که مثل شیرینیهای کره ای یا دانمارکی است. به آن "نو کول" میگویند. من نخوردم ولی از ظاهرش معلوم بود باید خوشمزه باشد. 

 

شهر چوروم:‌این شهر در جنوب غربی سامسون و تقریبا جنوب سینوپ در راه آنکارا قرار دارد. 

محصول عمده آن نخود است که به صورت تف داده و یا خام، و نوعی هم به صورت تف داده خالدار عرضه میشود. نخریدم! 

یک غذای شلغم شوربا هم دارند که به آن "اسکلیپ دلمه" میگویند. چیز مهمی نیست. مقداری پیاز رده کنید و به شکل دایره در کف بشقاب پخش کنید. روی آن مقداری پنیر هلندی رنده کنید. مقداری سیب زمینی و گوشت پاستیل هم روی همه اضافه کنید. حالا بخورید! 

  

با اجازه شما تمام میکنم. آنقدر راجع به غذا حرف زدم که گشنه شدم. پس تا بعد 

ضمنا اگر میبینید هنوز عکسها را اضافه نکرده ام. به دلیل تنبلی و ندانم کاری است. 

ولی حتما اینکار را خواهم کرد. 

 

مولانا میگوید:‌ 

در پی خو باش و با خوشخو نشین 

خو پذیریِ روغنِ گل را ببین 

پس تو هم الجار ثم الدار گو 

گر دلی داری برو دلدار جو 

 

والسلام