X
تبلیغات
رایتل

گشت و گذار

قونیه

بقیه ماجرای داخل جاده ها را بعدا خواهم گفت. تا یادم نرفته گفته های مهم تر را مینویسم.

 

قونیه:‌ شهری محصور میان کوهها که از سمت شرق به دشت مرکزی ترکیه راه دارد. در شمال غربی دریاچه بیشهیر قرار دارد که از بالای کوه نمای زیبایی را به معرض دید میگذارد. 

اگر از سمت غرب (همان طرفی که ما وارد شدیم) قصد ورود به آن را داشته باشید، باید از روی کوههایی با ارتفاع حدود ۱۷۰۰ متر از سطح دریا عبور کنید. البته این گردنه ها و راههای کوهستانی با اصلاحات راهداری که صورت گرفته زیاد خطرناک نیست مخصوصا اگر از ترس جریمه های ۲۸۰ لیری مجبور باشید با سرعت مجاز ۸۰ کیلومتر یا کمتر حرکت کنید که اصلا خطر ندارد. 

از بالای کوه و هنگام غروب شهر بسیار زیباست. به حدی که خود اهالی نیز برای دیدن شهر و استفاده از هوای پاک آن به این محل میآیند.  ورودی شهر تقریبا شبیه ورودی شهر بجنورد از سمت گردنه های بدرانلو است. با این تفاوت که پس از گردنه های جاده نه به صورت مستقیم بلکه با حالتی حدود ۱۸۰ درجه به سمت شهر پیچ میخورد. 

این شهر دارای جمعیتی بیش از ۱.۵ میلیون نفر است. ورودی شهر یک بلوار ۴ بانده و رانندگی مردم آن نیز بسیار شبیه مشهدیهاست. 

اما پشت چراغ قرمز درست و مثل آدم می ایستند. و هی جلو نمیروند تا چراغ سبز شود. 

هنگام اذان مغرب وارد شهر شدیم. از شوق دیدار مرقد مولانا، پرسان پرسان به سمت آن روانه گشتیم. 

تمام شهر پر است از اسم مولوی، یکی موزه یکی مدرسه، یکی دانشگاه و... ماهم که بیلمز!! 

بالاخره با توصیفاتی که از قبل شنیده بودم، نزدیک یک مکان قدیمی که مسجدی هم سر آن بود داخل یک پارکینگ مجانی توقف کردیم. 

ساعت حدود ۱۰ شده بود. افق اینجا با ایران ۱.۵ ساعت تفاوت دارد. 

به همراه همسرم و بدون بچه ها ـ که از شدت خستگی و تنبلی حال آمدن نداشتند ـ راه افتادیم. 

شوق دیدار باعث شده بود که خستگی رانندگی حدود ۶ ساعت را بی خیال شویم و هرچه زودتر به دیدار مکان نایل گردیم. 

به سمت مکان مورد نظر رفتیم و کلی فیلم برداری کردیم و در همان حال شروع به دادن توضیحات کردم که با رسیدن به درب مسجد مجاور آن مکان متوجه شدیم آنجا  مسجد علاءالدین کیقباد پادشاه دوره سلجوقیان ترکیه حدود سالهای 1220 هجری است. 

این مسجد روی تپه علاءالدین و در زمان رکن الدین مسعود اول سلطان سلجوقی شروع به ساخت شده و در زمان علاءالدین کیقباد اول به اتمام رسیده است.

در محوطه مسجد مزار سلاطین مسعود اول، قلیج ارسلان، رکن الدین سلیمان، غیاث الدین کیخسرو، قلیج ارسلان،‌غیاث الدین کیخسرو قرار دارد. 

در ورودی آن تابلویی نصب شده که به توریستها هشدار میدهد. 

1- هنگام ورود شلوارک به پانداشته باشند. 

2- خانمها حتما را روسری و پوشیده و همراه با دامن بلند داخل شوند. 

3- هنگام نماز بازدید ممنوع است و فقط نماز  

4- پس از اتمام نماز باید صبر کنند تا نمازگزاران خارج شوند و سپس با رعایت موارد 1 و 2 وارد شوند. 

ساعت حدود ۱۲ شده بود. با اجازه و پس از یافتن مکان آبخانه (همان مستراح خودمان) خود را از فشارهای داخلی با پرداخت مبلغ یک لیره خلاص کردیم. 

سپس به سمت ماشین رفته و شب را با خیالی راحت خوابیدیم. 

صبح با صدای اذان مساجد ساعت ۲ از خواب بیدار شدیم، خواب آلوده و گیج از ماشین خارج شدم تا به مسجد بروم. که خانمم گفت: داود ساعت ۲ است. اذان که الان نیست، وقتی دقت کردم دیدم، بعله ساعت ۲ بامداد است. و هنوز اذان نگفته اند. 

توضیح: اقایان اهل تسنن دوبار اذان میگویند. دومی اذانی است که به دستورات فقهی ما نزدیک است. 

دوباره خوابیدیم، ولی چه خوابی که از تمام دنیا غافل شدیم، وقتی بیدار شدیم ساعت ۸ صبح بود. 

به دنبال مقبره مولانا حرکت کردیم حدود 1500 متر فاصله داشت. ماشین را در یک پارکنیک پارک کرده و آماده ورود شدیم که فهمیدیم هنوز 20 دقیقه وقت داریم.

 

از روی تابلوهای نصب شده از تاریخ شهر مطلع شدیم. 

این شهر 7 قرن قبل از میلاد، سابقه مدنیت دارد. در زمان اقوام فریگی، پس از انان قونیه به تسلط قوم لیدیا و اسکندر در می آید و با تسلط رومی ها در اناطولی، قونیه به عنوان یک شهر  ثبات پیدا میکند.( 25 قبل از میلاد) 

دین مسیحی توسط آنتیچیا روحانی به این شهر وارد میشود. تا دوره بیزانس این شهر پایگاه مهم مسیحیت به شمار میرفته است. با حمله اعراب در زمان امویان و عباسیان به بیزانس و آناطولی، اسلام در بعضی از قسمتهای ترکیه رسوخ میکند ولی قونیه و آناطولی در زمان سلیمان شاه سلجوقی رسما در جنک ملازگرد فتح میشود. (1071 م) در سال 1076 قونیه به عنوان پایتخت انتخاب میشود. در سال 1277 حکمرانان قارامان اوغلی بر این شهر مسلط میشوند و سپس عثمانی ها توسط سلطان مراد به حکومت آنها پایان میدهند و از این تاریخ قونیه زیر نظر عثمانیها اداره میشود. 

اگر سلاطین عثمانی در سفر به مکه، عتبات عالیات و ایران در این شهر اقامت میکنند. و هریک ارادت خود را به مولانا نیز ابراز میدارند.  

در زمان دولت جمهوری ترکیه آثار و بقایای اماکن باستانی زیر نظر اداره موزه های ترکیه قرار میگیرد و به همین دلیل در این شهر انواع موزه ها دیده میشود.  

موزه های مولانا، قاره تای،‌ اینجه مناره، باستان شناسی،‌ اتنوگرافی، قویون اوقلی و تعدادی دیگر که از حوصله خارج است.

شهر قونیه دارای سه محله بزرگ به نامهای قاره تای، مرام، سلجوقلو است  

 

خب 20 دقیقه شد. حالا وارد میشویم. 

ورودی برای هر نفر 2 لیر است. با احترام و آرام به آرامگاه جد بزرگوار وارد میشویم. 

در ورودی اول یک باغ باصفا به صورت پارک مانند ساخته شده است که سمت مقبره (شمال) به اندازه یک پله ارتفاعش بیشتر است و پهنای حدود 10 متر دارد. در سمت جنوب (سمت راست ورودی) که ارتفاع کمتر است محوطه ای تقریبا به حالت 3/4 دایره ایجاد شده که در آن محل شبهای چهارشنبه رقص سماع انجام میشود. (همزمان با دعای توسل ما!) 

دراویش مولویه با انجام آن ضمن تبلیغ فرقه ای، توریستهای کنجکاو را مستفیض میسازند. 

در گوشه سمت چپ یعنی ضلغ شمال شرقی ورودی به محوطه مقبره است. دری کوچک به حیاط مقبره، ورودی است. سمت راست دو قبر که سنگ قبرها حدود 1 متر از سطح زمین بالاتر است و مربوط به سر سلسله های مولویه است. در سمت چپ حدود 15 قبر به همین نوع و مربوط به اشخاص محترم فرقه قرار دارد. مقابل درب ورودی محوطه مقبره یک راهرو مانندی است به عرض حدود 6 متر که 10 متر طول دارد. باید مستقیم رفت و سپس به چپ پیچید. 

دور تا دور ساختمان اصلی به همین صورت است. 

از سمت شرق درب ورودی اصلی است. در ابتدا به شما روکشهایی پلاستیکی میدهند تا روی کفشهایتان بکشید. 

 

این قسمت را میفرستم تا مجبور به دوباره کاری نشوم. 

چون پریروز به خاطر استفاده از وایرلس مجانی 5 صفحه مطلب از بین رفت و آنجایم سوخت. 

جون همه را تایپ کرده بودم و هنگام ارسال، شبکه مجانی نامرد انقدر سرعتش را کم کرد که مطالب از بین رفت. 

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.