X
تبلیغات
رایتل

گشت و گذار

استامبول ۲

توضیح:‌ کابل برق آدابتور کامپیوتر خراب شد! آنهم در جایی که سیستم وایرلس با سرعت خوب و مجانی برقرار بود. 

علی تا ساعت  ۳ روی چمنها مشغول پر کردن فیس بوکش بود و به من که رسید، وا رسید!! 

 به همین دلیل به سرعت و برای اینکه مطالب را فراموش نکنم، یک کافی نت پیدا کردم  و مطلب قبلی را با بدبختی دوبار نوشتم تا بالاخره ثبت شد. 

چون صفحه کلید ترکی است و چیدمان کلیدها هم با انگلیسی فرق میکند، برای ورود به بلاک اسکای و ورود اسم و رمز بدبختی کشیدم ام که مپرس!! اگر اشکالی در علامتهای مختلف ملاحظه میکنید، به گیرنده های خود دست نزنید!!

 و ادامه مطلب. 

استامبول از نظر مذهبی: 

ابتدا که وارد این محیط میشوید، اگر خیلی متعصب و خشک باشید، باید عقبگرد کرده و برگردید. 

اگر متعصب باشید و خشک نباشید. باید تا آخر سفر غصه بخورید. اگر بیخیال باشید، پس دیگر صحبتی نداریم. 

اما اگر مسلمان،‌غیر وسواسی، کمی آگاه به مسائل مذهبی و از سوی دیگر عادت احترام به عقاید دیگران را داشته باشید، میتوانید در این شهر بگردید، تحقیق کنید و آلوده نشوید. مخصوصا اگر یک خانمی همراهتان باشد که از همه نظر هم فکر و همراه و زرنگ و دقیق باشد، و هرجا که چشم و دلتان کمی لرزید!! زود گوشتان را بگیرد و متوجه تان کند. 

 

در این شهر سه مذهب اسلام، مسیحیت و یهودیت به چشم میخورد و هریک تبلیغات خاص خودشان را دارند. 

 

۱ - اسلام:‌ 

- در تمام خیابانهای کوچک و بزرگ، حتما یک مسجد موجود است. از این نظر شبیه شهر یزد است که در آن امامزاده، تکیه و مسجد و ... زیاد است. 

تمام مساجد دارای پلان ساختمانی یکسان و با اندازههای مختلف هستند.  

سرویسهای بهداشتی آنان تمیز و مرتب است و این هم به دلیل وجود یک خادم  - برای این منظور - است. و البته باید پس از انجام کار، از شما مبلغی حدود ۲۵ - ۵۰ قروش حدود ۱۵۰- ۳۶۰ تومان با خوشرویی و احترام مطالبه میکند، اما اگر پررویی کنید و ندهید، بنده خدا چیزی به شما نمیگوید و به حساب دیگری میگذارد!! اما مگر میشود که آدمی استفاده بکند و ندهد. 

اگر با توالتهای ایران مقایسه کنید واقعا شرمنده میشوید. 

فقط آنهایی که وسواسی هستند نمیتوانند با وجود یک پارچ کوچک، اقدام به طهارت کنند، باید برای خود یک آفتابه بردارند. شاید موقع پول دادن به دردشان بخورد. 

 البته این قسمت شوخی جدی بود.

-  تمام مساجد دارای دو قسمت اصلی هستند. یکی با عرض حدود ۲ تا ۳ متر برای همه و حتی غیر مسلمانان که میخواهند داخل را ببینند. دیگری برای نمازگزاران که میخواهند نماز بخوانند/ 

البته غیر مسلمانان اگر بخواهند به همان محوطه خاص خود هم وارد شوند باید یک روسری به سر کنند تا سر، گردن،  شانه ها و سینه را پوشش دهد/ 

- در تمام پارکهای شهر از حدود یک ساعت قبل از اذان مغرب،‌ دستفروشها و ساندیچیها مشغول به کار میشوند و البته خود مردم هم با آوردن اسباب و لوازم نشستن و افطار از این اماکن استفاده میکنند.  

قیمت مایحتاج برای خودشان خوب است،‌ اما اگر بخواهیم دائما لیر را تبدیل به ریال کنیم و بعد خرید بکنیم ! بیچاره میشویم. پس بی خیال شدیم و گفتیم هرچه بادا باد. آخرش تمام ترکیه را نمیبینیم، خب اشکال ندارد هرچه قدر توانستیم، میبینیم. بقیه شاید در سفر بعدی!  

 ۲ - مسیحیت:  

- در بات قدیم حدود ۱۰ کلیسای قابل قبول وجود دارد. و البته چند تایی هم کوچک و از دید مخفی بودند که با فضولی بنده،‌ دیده شدند! 

- البته مسیحیان این شهر از نظر قیافه و شکل ظاهری شبیه بقیه هستند،‌ اما با تبلیغات خاص خود قابل تشخیص و ممتازند. 

مثل ایران نیست که یک جوان مسلمان برای قشنگی، صلیب به گردنش می اندازد. یا لباس با عکس مسیح مصلوب را میخرد. 

اینجا هرچیزی اهمیت و ارزش خودش را دارد،‌ پرچم نماد ملی است و موجب اتحاد اقوام مختلف و ادیان متعدد،‌ تمثیلهای مذهبی در جای خود مورد احترام و ارزشند/ 

ما هم باید یک فکری به حال خودمان بکنیم، پرچم ایران با نماد الله ، رنگهایی با مفاهیم عالی و ارزشمند، باید در مرتفع ترین قسمت هر ساختمان اداری و فرهنگی و با اندازه ای بیش از آنچه که ما داریم. برافراشته باشد. 

در اعیاد و مناسبتها،‌ پرچم سمبل اسلامیت و ملیت ایران و ایرانی است، اما ما پارچه های رنگی سرخ ،‌ زرد، سیاه و سفید را ترجیح میدهیم. 

 ۳ - یهودیت: 

به دلیل شاید رذالت آنها! فقط ۳ تا کنیسه را پیدا کردم. بقیه نمیدانم کجا هستند. 

یهودی هم که برای ما تازگی ندارد، به سلامتی و طبق گفته پیامبر اسلام(ص) یکی از دلایلی که در قرآن اینقدر از یهودی ها حرف به میان آمده، به خاطر این است که مسلمانان پا جای پای آنها میگذارند و همان کاری را با مذهب و اولیای آن میکنند که یهودی ها کردند.  

 

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.